ماهی آب شور 
ماهی آب شیرین 
گیاهان آبزی 
میگو 
سخت پوستان 
نرمتنان 
پستانداران 
پرندگان آبزی 
پلنکتون ها 
A Q U A P I C . I R -- طبقه بندی و زيست شناسي شقايق ماهی ها 1
طبقه بندی و زيست شناسي شقايق ماهی ها 1 

 طبقه بندی و زيست شناسي شقايق ماهی ها

طبقه بندي

  شاخه:طنابداران

زیر شاخه : مهره داران

فوق رده : ماهیان

رده : ماهیان استخوانی

زیر رده : شعاع بالگان

راسته : سوف ماهی شکلان

خانواده : شقایق ماهیان

جنس  : .........Amphiprion


 ويژگي های سيستماتيک خانواده

   بدن تقریباً از پهلوها فشرده ، بیضی تا تقریباً گرد و پوشیده از پولک های شانه ای است که بیشتر تا باله ها گسترش می یابند. خط پهلو یکپارچه نیست. بخش جلویی پولک های لوله ای [1] کم و بیش با برش پشتی موازی و بیشتر پیش از بخش پایینی باله نرم پشتی خاتمه می یابد. پوزه معمولاً کند و کوتاه و دهان کوچک و مورب است. دندان های برجسته یا فشرده در یک تا چند ردیف قرار دارند. ردیف خارجی تقریباً بزرگ تر است. سقف دهان دندان ندارد. دارای آبشش های کاذب[2] هستند. یک و به ندرت دو جفت سوراخ بینی دارند. دارای یک باله پشتی با 8 تا 17 خار هستند. بخش خارها بلندتر از بخش شعاع های نرم است. باله مخرجی دارای 2 خار است که اولی خیلی کوتاه تر از دومی است. باله دمی چنگالی است(Field, 2005). شماتیک ماهیان این خانواده در شکل  1  ارائه شده است.



                            شکل1.تصوير شماتيک گونه های متعلق به خانواده شقايق ماهي ها


   شقايق ماهيان متعلق به خانواده Pomacentridae، يکي از بزرگ ترين خانواده هاي متعلق به راسته سوف ماهي شکلان و داراي 325 گونه است. اعضاي اين خانواده که عموماً دوشيزه ماهي[1] ناميده ميشوند، تقريباً همگي دريايي هستند (سه گونه، عمدتاً ساکن آب لب شور هستند و گاهي در آب شيرين نيز يافت مي شوند)، و بيشتر گونه ها در عرض هاي گرمسيري و با تراکم کمتر، زير گرمسيري پراکنده اند. حدود 70 درصد از دوشيزه ماهي ها، شامل شقايق ماهي ها، محدود به پهنه هاي وسيعي از منطقه هند- آرام غربي[2] مي باشند.

   جنس هاي Amphiprion و Premnas زير خانواده Amphiprioninae يکي از چهار زير خانواده هاي پوماسنتريدها را تشکيل مي دهند. تنها دوشيزه ماهي هاي ديگري که گاهي در شقايق هاي دريايي زندگي مي کنند Dascyllus trimaculatus و D.albisella هستند که به يکي ديگر از زير خانواده ها يعني Chrominae تعلق دارند. دو زير خانواده ديگر عبارتند از : Lepidzyginae و Pomacentrinae .(Fautin and allen, 1997)

شناسايي

  الگوي رنگ بندي، مهمترين ويژگي، براي شناسايي يک شقايق ماهي در محل صيد يا زندگي است. ديگر ويژگي هاي مفيد براي شناسايي که شامل شکل دندان ها، آرايش پولک هاي روي سر و تناسبات بدن، اساساً در شناسايي نمونه هاي مرده و موجود در آزمايشگاه کاربرد بيشتري دارند.   تذکر اين نکته لازم است که شناسايي صحيح شقايق ماهي هاي جوان، اغلب مشکل است. چرا که ماهي هاي جوان در بسياري از گونه ها به هم شباهت دارند و از سوي ديگر معمولاً الگوي رنگي در ماهي جوان و بالغ با هم متفاوتند(Fautin and allen, 1997).

گوناگوني رنگ

   گاهي رنگ يک گونه شقايق ماهي متنوع است. تفاوت جغرافيايي مهمترين علت اين امر، به ويژه در ميان گونه هايي است که  گسترش جغرافيايي وسيعي دارند. در اين ميان، Amphiprion clarkii  دارای

بيشترين پراکنش و در نتيجه بيشترين تنوع رنگ مي باشد. نوع ديگري از تفاوت در رنگ، سياه شدن[1] است که به نوعي توسط شقايق دريايي ميزبان ايجاد مي شود.

  دیگر اشکال متفاوت از نظر رنگ، ممکن است وابسته به جنسیت، دورگه بودن و يا کاملاً تصادفي باشند. توليد مثل بين گونه هاي متفاوت که داراي خويشاوندي نزديکي نسبت به يکديگر مي باشند و توليد نسل دورگه در شرايط آکواريومي انجام شده است و دست کم يک دورگه طبيعي نيز در دريا از آمیزش دو گونه A. chrysopterus و A. leucokranos در گينه نو مشاهده شده است. مهمترين نوع تغييرات تصادفي در ظاهر، شامل بروز اشکال غير معمول نوارهاي ممکن است، يک يا بيش از يکي از اين نوارها از بين رفته يا حد زيادي تحليل رفته باشند. نوع اخير تغيير در نوارها در A. percula بسيار معمول است(Fautin and allen, 1997).

تاريخچه زندگي شقايق ماهيان

   تاريخچه زندگي بسياري از پوماسنتريدها به ويژه جنس Amphiprion به خوبي مورد مطالعه قرار گرفته است. بيشترين پژوهش ها در باره شقايق ماهيان در مورد گونه هاي A. bicinctus،A. clarkii،melanopus A. ocellaris، A. periderionو A. tricinctus صورت گرفته اند، چرا که اين گونه ها از نظر جفت يابي، تخمريزي و مراحل تکامل تخم ها، لاروها و ماهي هاي جوان مشابه هستند(Fautin and allen, 1997).

جفت يابي، تخم ريزي، انکوباسيون

   در عرض هاي جغرافيايي گرمسيري، تخمريزي در بيشتر طول سال اتفاق مي افتد، اگرچه ممکن است اوج هاي فصلي در آن مشاهده شود. در درياهاي مناطق زير گرمسيري يا معتدله، توليد مثل محدود به بهار و تابستان است که دماي آب در بالاترين حدممکن مي باشد. در عرض هاي جغرافیایی گرمسيري، تخمريزي در ارتباط تنگاتنگ با چرخه ماه است. بيشترين تخمريزي زماني که ماه به صورت قرص کامل يا نزديک به آن است اتفاق مي افتد. ممکن است که مهتاب تغييرات زيادي در آمادگي شقايق ماهي نر براي توليد مثل ايجاد کند، با توجه به اين که بيشترين سهم وظيفه پاسداري از مجموعه تخمها به عهده او مي باشد. از سوي ديگر، چون لاروهاي تازه به دنیا آمده، جذب نور مي شوند، ممکن است مهتاب آن ها را به طرف سطح آب کشيده و از اين راه پراکنده شدن آنها را توسط امواج و جريان ها تسهيل کند(Fautin and allen, 1997).

Amphiprion و Premnas در ميان شقایق ماهيان به لحاظ تشکيل پيوندهاي دائمي بين زوجين که گاهي تا سال ها به طول مي انجامد يگانه هستند. در دیگر شقایق ماهيان ممکن است يک نر، طي يک مرحله تخمريزي با چند ماده وارد توليد مثل شود و اغلب در دوره هاي بعدي توليد مثلي با ماده هاي ديگر جفت مي شود. به هر حال، پيوند بين جفت ها در بيشتر گونه هاي شقايق ماهي ها بسيار قوي و همراه با تشکيل قلمرويي کوچک (مرجان هاي گزنده[2] هسته اين قلمرو را تشکيل مي دهند) که به نوبه خود متاثر از سلسه مراتب غير معمول موجود در هر گروه است، مي باشد.

  جفت يابي در ميان شقايق ماهي ها، همانند ساير پوماسنتريدها، عموماً پيرو مراسم و داراي چهارچوب ويژه اي است. چند روز پيش از تخمريزي، روابط اجتماعي افزايش مي يابند که به صورت تعقيب يکديگر بر افراشتن باله ها و آماده سازي لانه بروز مي کنند. فعاليت ديگري كه در بسياري از شقایق ماهيان اتفاق مي افتد، جهش هاي پيام دهنده[3] هستند به شكلي كه ماهي نر به سرعت به سمت بالا و پايين شنا مي كند. در شقايق ماهي ها، ماهي نر بطور اخص شجاع و مهاجم مي شود و شروع به تعقيب و گاز گرفتن جفت خود مي كند. همچنين با باز كردن كامل باله هاي پشتي دمي و سينه اي خود در حالي كه بي حركت در جلو يا كنار جفت خود باقي مانده اقدام به حركات نمايشي مي كند. در زمان جفتگيري، نر جايگاهي را به عنوان لانه مي گزيند كه اكثراً يك سنگ در مجاورت شقايق دريايي است. ماهي نر، اساساً زمان قابل توجهي را صرف پاك كردن جلبك ها و ذرات ديگر از روي سنگ انتخاب شده با دهان خود مي كند كه سرانجام ماهي ماده نيز به كمك او مي آيد. تخمريزي اغلب در ساعات صبح اتفاق مي افتد، كلاً از حدود ۳۰ دقيقه تا بيش از دو ساعت به طول مي انجامد. با نزديك شدن زمان تخمريزي، لوله تخمگذاري ماهي ماده[4] كه بسيار ظريف و مخروطي شكل است كاملاً قابل مشاهده است. در هر بار تخمريزي، تعدادي تخمك با فشار از اين لوله خارج مي شوند. در اين حالت ماهي ماده به آرامي و با حركت زيگزاگ و در حالي كه با شكم خود سطح برگزيده براي تخمريزي را لمس مي كند تخمك ها را روي اين سطح مي چسباند. ماهي ماده در حين انجام اين عمل كاملاً توسط ماهي نر تعقيب و همراهي مي شود و تخمك هاي چسبانده شده، بي درنگ بارور مي شوند. تعداد تخم هايي كه در هر نوبت تخمريزي گذاشته مي شوند. از حدود ۱۰۰ تا بيش از ۱۰۰۰ عدد متغیر است كه بستگي به اندازه ماهي ماده و تجربيات تخمريزي هاي قبلي او دارد. به طور كلي، جفت هاي مسن تر و با تجربه تر تعداد تخم هاي بيشتري را در مقايسه با جفت هاي جوان و كم تجربه تر توليد مي كنند. تخم هاي   Premnas و A بيضي يا كپسول شكل هستند. mphiprion


حدود ۳ تا ۴ ميلي متر طول دارند و به وسيله يك رشته بسيار ظريف به سطح محل مطلوب مي چسبند. دوره انكوباسيون 

آن ها بين ۶ تا ۷ روز است. درست پيش از تخم گشايي، جنين كه رشد و نمو سريعي را سپري كرده است به خوبي از پس پوشش نازك و شفاف تخم ديده مي شود. برجسته ترين جزئيات آن، چشم هاي بزرگ با مردمك هاي نقره اي فام و كيسه زرده قرمز مايل به نارنجي كه رنگ كلي تخم به آن مربوط مي شود، هستند. طي دوره انكوباسيون مجموعه تخم ها يا لانه با دقت و وسواس به وسيله ماهي نر مورد حفاظت و نگهداري قرار دارد. او نسبت به ميهمانان ناخوانده اي كه وارد قلمرو آن مي شوند بسيار مهاجم است و به سوي غريبه هايي كه مشكوك به تغذيه از تخم ها مي باشند (مانند زمرد ماهيها) به شدت حمله ور مي شود. او همچنين تخم هاي مرده و ذرات مزاحم را با دهان خود از ميان تخم هاي سالم حذف مي كند.در اين مدت ماهي ماده اساساً سرگرم تغذيه و بازسازي ذخاير از دست رفته بدن خود مي شود ولي گاهي نيز به ماهي نر در انجام وظايفش كمك مي كند(Fautin and allen, 1997).

زندگي لاروي و ساكن شدن :

   تخم گشايي، عموماً هنگام عصر كمي پس از تاريك شدن هوا در روز ششم يا هفتم پس از تخمريزي اتفاق مي افتد. طول كل لاروها حدود ۳ تا ۴ ميلي متر و بدن آنها به استثناي چند نقطه كدر حاصل از رنگدانه ها، چشم ها و كيسه زرده، شفاف است. شقايق ماهيان در ميان دیگر اعضای خانواده داراي كوتاهترين دوره لاروي هستند كه ۸ تا ۱۲ روز، در نوسان است. تصور بر اين است كه طي اين دوره لارو داراي زندگي پلانكتوني است و در آب هاي سطحي اقيانوس به صورت غيرفعال با جريانات آب جابه جا مي شود. بدون شك كوتاه بودن دوره لاروي شقايق ماهي ها، علت پراكنش محدود و محلي بسياري از گونه ها است. دوره لاروي، زماني كه ماهي جوان به سمت بستر متمايل شده و الگوهاي رنگي ماهي هاي بالغ را به نمايش مي گذارد، به پايان مي رسد. در اين دوره ماهي هاي جوان جنس هاي Amphiprion و Premnas ناگزير هستند تا يك شقايق دريايي مناسب را پيدا كنند چرا كه در غير اين صورت بدون شك طعمه يكي از دشمنان بي شمار خود خواهند شد. مداركي وجود دارند كه نشان مي دهند بعضي از گونه هاي شقايق ماهي ها مي توانند تركيبات شيميايي آزاد شده به وسيله شقايق دريايي ميزبان را رديابي كرده و آن را بيابند. اما بقيه اين توانايي را ندارند و به نظر مي رسد يافتن شقايق دريايي ميزبان در آن ها با تكيه بر حس بينايي، كاملاً تصادفي انجام مي شود. گونه هايي از شقايق ماهيان هنگام روبه رو شدن با شقايق دريايي به چند ساعت زمان نياز دارند تا بتوانند كاملاً با آن همزيست شوند. اين پديده، طي يك سري تماس هاي تدريجي با بازوهاي ميزبان صورت مي پذيرد مشابه سازگاري پيچيده اي كه هنگام دور شدن يك شقايق ماهي بالغ همزيست شده با ميزبان خود بايد انجام شود. ظاهراً بقيه گونه ها اين توانايي را دارند كه بي درنگ و مستقيماً وارد شقايق دريايي ميزبان شوند، بدون اين كه هيچ آسيبي ببينند.

   عده اي از پژوهشگران عقيده دارند كه اين ماهيان براي دگرديسي، نياز به حضور شقايق هاي دريايي دارند، چرا كه بدون آن ها كاملاً بي دفاع هستند. همچنين تجربيات اين عده نشان مي دهند ماهيانی كه ميزباني از مرجان هاي گزنده در اختيار ندارند در مقايسه با ماهي هايي كه چنين ميزباني دارند كمتر عمر مي كنند. آن چه روشن است اين است كه فضاي خالي و مناسب درشقايق هاي دريايي مورد نظر نوزادان شقايق ماهي ها، از تعداد آنها بسيار كمتراست و همين علت مرگ ومير شدید اين آبزيان است. حتي اگر ماهي بتواند با موفقيت در يك شقايق دريايي ساكن شود، هيچ ضمانتي براي ادامه زندگي او وجود ندارد. اگر اين ميزبان از پيش به وسيله شقايق ماهي ديگري اشغال شده باشد ساختار اجتماعي غير معمول اين ماهي ها زندگي تازه وارد را سخت و عرصه را بر او تنگ مي كند. تعداد شقايق ماهي هايي كه يك شقايق دريايي را اشغال مي كنند بستگي به گونه شقايق ماهي، اندازه ميزبان و گاهي اندازه شقايق ماهي دارد، اما به طور عادی در هر شقايق دريايي يك جفت بالغ و ۲ تا ۴ ماهي كوچك تر حضور دارند. بزرگ ترين ماهي گروه، هميشه ماده و بزرگ ترين ماهي پس از او جفت وي مي باشد. سلسه مراتب قدرت به گونه اي است كه ماهي ماده غالب است. كلاً رابطه گرمي بين ماهي نر و ماده حاكم است و خشونت بين آن ها تا حد زيادي حالتي نمادين دارد و هيچ يك طرفين آسيبي به ديگري نمي رسانند. ستيزه جويي و پرخاشگري آن ها به فرد كوچك تر از خود اعمال می شود. بنابراين يك تازه وارد تبديل به اولين هدف آن ها براي حمله خواهد شد. حملات ممكن است بسيار جدي باشند و ميهمان ناخوانده را وادار به فرار خواهند كرد. پس او ناگزير است يا ميزباني ديگر يا مرگ را برگزيند(Fautin and allen, 1997).

ساختار اجتماعي و تغيير جنسيت

   پديده تغيير جنسيت، جزئي شگفت آور از سرگذشت زندگي شقايق ماهي ها است كه جزئيات آن تنها طي دو دهه اخير كشف شده است. تغيير جنسيت در بسياري از ماهي ها اتفاق مي افتد. مثلاً اكنون بخوبي روشن شده است كه بيشتر زمرد ماهيان[1] و طوطي ماهيان[2] دوره بلوغ را به صورت ماده آغاز مي كنند و سپس بعضي از آنها به نرهاي بزرگ تر و رنگارنگ تر تبديل مي شوند. تغييرات مشابهي در ميان هامورماهيان[3] مشاهده مي شود. بنابراين كشف اين پديده درميان پوماسنتريدها، چندان غيرمعمول نبود. اگرچه وجه غير معمول تغيير جنسيت در شقايق ماهي ها، تبديل نر به ماده است كه اين پديده در اصطلاح علمي، پيش نري دوجنسي[1] ناميده مي شود. بزرگترين فرد غالب گروه، ماده است و گنادهاي او به عنوان تخمدان عمل مي كنند در حالي كه بافت بيضه او بافتي تحليل رفته و غيرفعال است. دومين ماهي بزرگ پس از ماده، نر است و ممكن است در بعضي از گونه ها مانند P. biaculeatus و A. frenatus از نصف ماده نيز كوچك تر باشد. ماهی نر داراي گنادهايي است كه به عنوان بيضه عمل مي كنند اما در كنار آن ها داراي بافت تخمداني تحليل رفته يا غير فعال نيز مي باشد. اگر ماده غالب بميرد يا به هر علت از گروه حذف شود، فعاليت گنادهاي نر به عنوان بيضه متوقف مي شود و سلول هاي توليد كننده تخمك، شروع به فعاليت مي كنند. در همين هنگام، بزرگ ترين ماهي غير زاينده گروه به عنوان زوج ماده جديد وارد عمل مي شود. اين سازگاري امكان توليد مثل پيوسته را فراهم مي كند زيرا بدون اين ويژگي ماهي بالغ بايد منتظر رسيدن ماهي ديگري مي شد كه جنسيت مخالف او را نيز مي داشت (احتمال اين پديده نيز ۵۰ درصد است) و به اين علت زمان با ارزش امكان توليد مثل تلف مي شده یا اين كه ماهي تنها مجبور بود براي يافتن جفت، شقايق دريايي خود را ترك كند كه در اين صورت نيز با خطر شكارشدن خود يا ميزبان مواجه می شد(Fautin and allen, 1997). ......

نویسنده : دکتر کیوان حضایی
تاریخ و زمان ارسال : 01:56 -- 11 آذر 1388 رای دهید :
لینک های مفید 
تبلیغات 

صفحه اصلی     مقالات     فرهنگ نامه     فروشگاه     گالری تصاویر     پرسش های متداول     کاربران     درباره ما     تماس با ما

کلیه حقوق سایت متعلق به محمدرضا لیوانی می باشد.
Design & Program By HiSystem TeaM
Hosted By HiSystem.Net